تبليغاتX
روزمزه گی ها

چندخطی که در پست قبلی با عنوان روزی روزگاری گنجی نوشته بودم انتقادات زیادی را متوجه ام کرد.دوستان زیادی برمن خرده گرفتند و دوستان ناآشنای دیگری مرا به ارایه دلیل فراخواندند. در صحبت رودررو با بعضی از دوستان پیش از هر چیز متوجه شدم که آنها چندخطی را که درباره حاکمان جمهوری اسلامی نوشته بودم به اشتباه نظر بنده درباره اکبر گنجی برداشت کرده اند.داستان از این قرار بود که وقتی خبر را خواندم کاملا مبهوت شدم.لبخند تلخ من هم مخاطبی جز مسئولین نظام نداشت که در روزگاری که تمام درهای پیش رو را بسته می بینند هیچ ابایی ندارند تا تمامی مردم و نخبگان این دیار را نیز با خود به داخل چاه درماندگی بکشند. از بازی های کثیف سیاستمداران این دیار دلم گرفت و البته از اینکه اکبر گنجی این بار طعمه این بازی ناجوانمردانه شده است افسوس خوردم. خبر را در روزی خواندم که اغلب دوستانم آخرین ساعات اعتصاب غذای خود در دفتر ادوار تحکیم را می گذراندند و البته من نشسته در دفتر روزنامه از پای لنگان اطلاع رسانی مطبوعاتی درباره این اقدام به عنوان خبرنگار از خود خجالت می کشیدم اگرچه درباره اثرگذاری داخلی اعتصاب غذا تردید داشتم. خبر را در روزی خواندم که ساعتی پیشتر از آن شنیده بودم که سران قوم درحال نظرسنجی از بزرگان برای نحوه برخورد با اکبرگنجی به محض بازگشت به کشور هستند و شنیده بودم که گویی قرار بر عدم برخورد و حضور بی صدای او در کشور است. اما حاکمان جمهوری اسلامی که هیچ انتقادی را بر نمی تابند چگونه قادر خواهند بود عطش انتقام از اکبر گنجی را فرو بنشانند؟ پس خبر کیهان زمینه چینی زودهنگام برای ریختن حداقل آبی بر آتش انتقام گیری از گنجی بود. اما این انتقام گیری تنها رهاوردش هدیه لبخند به لبان این جماعت نخواهد بود که کمترین دستاوردش افزودن بر تعداد "دایی جان ناپلئون های" وطنی است. آنهایی که تعدادشان هم البته کم نیست و نه از اعتصاب غذای اکبر گنجی در سال قبل خبر داشتند و نه از آنچه این روزها بر موسوی خوئینی، جهانبگلو و اصانلوها می رود. چه بخواهیم و چه نخواهیم باید قبول کرد که جماعت ایرانی این روزها در سکوتی مرگبار فرورفته اند. پس تلاش و پرداخت هزینه در این فضای خاموشی مضاعف تنها به تحلیل انرژی و نهایتا سوخت شدن مقطعی چهره ها می انجامد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 13:39  توسط مریم شبانی  | 

اکنون شش روز از آغاز جنگ اسرائیل و لبنان می گذرد و دراین میان بازهم این غیرنظامیان بی پناه  دو سرزمین هستند که طعمه جنگ افزارهای نظامیان می شوند. ماجراجویی حزب الله اگرچه وحشیگری اسرائیل را رقم زد اما جالب توجه به این نکته است که دنیای عرب این بار گویی تصمیم دارد بیرون گود نشسته و با متهم کردن حزب الله به دامن زدن آتش جنگ تنها مراجع بین المللی را به دخالت فراخواند. پس این بار جنگ، نبرد اعراب و اسرائیل نیست که اعراب در این بازی برگی برای عرضه ندارند. اما نام ایران و سوریه خیلی زود و درآغازین ساعات شروع جنگ در زبان چهره های سیاسی جهان چرخید. حمایت ایران و سوریه از حزب الله اگرچه جایی برای تکذیب ندارد که خود گاهی عامل قدرت نمایی منطقه ای دولتمردان دو کشور نیز می شود این روزها بار دیگر به برگی در دستان تصمیم گیران بین المللی تبدیل شده است. اما تاسف این جاست که ایرانیان هیچگاه توانایی اداره بحران را نداشته و ندارند. اکنون اگرچه کشورهای عرب از حزب الله انتقاد می کنند اما فردا روزی نه چندان دور شاید بازهم نوبت یکی از کشورهای عربی باشد که با در دست گرفتن ابتکار عمل امتیازاتی را در قبال کنترل اوضاع لبنان از طرف های غربی بگیرد و بازهم این سوریه و ایران خواهند بود که نهایتا بدنامی حمایت از گروه های تروریستی را باید همچنان بر دوش کشند! هرچه هست و هرکس هر امتیازی می خواهد بگیرد کاش زودتر اتفاق بیافتد. قربانی شدن انسان های بی گناه برای پهن شدن سفره معاملات سیاسی قدرت های منطقه، کثیف ترین نوع سیاست ورزی است. آنچه درپس جنگی خانمانسوز رقم می خورد به مراتب تلخ تر از حقیقت جاری در دنیای ویران شده ازجنگ است.

نوشتن از جنگ لبنان و اسرائیل این روزها سخت شده است.مثل راه رفتن برلبه تیغ. اما میثم قاسمی عزیز خوب می نویسد.

 

کودک لبنانی در بیمارستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 14:18  توسط مریم شبانی  | 

خبر رندانه کیهان درباره اکبر گنجی را که خواندم تا دقایقی پشت میز مبهوت مانده بودم.آمدم چیزی بنویسم دیدم محمد جوادروح عزیز چه زیبا نوشته است که گنجی سوخت. نمی دانم اما چرا با خواندن خبر کیهان به یاد آن انسانی افتادم که داشت به داخل چاه می افتاد و دیگران را نیز با خود به عمق چاه می کشاند. گاهی بازی های رندانه سیاسیون  جمهوری اسلامی چقدر کثیف می شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:52  توسط مریم شبانی  | 

اعتصاب غذا نکردم اما از اعتصاب غذای دوستانم در دفتر ادوار تحکیم حمایت کردم.دیشب اگرچه خستگی و بی حالی را در چهره تک تک 50 نفری که در دفتر سازمان دانش آموختگان اعتصاب غذا کرده اند را دیدم اما برق پایداری در راه عقیده را نیز در چشمانشان شاهد بودم. حس عجیبی داشتم دیشب وقتی چندساعتی را در میان دوستان گذراندم. هنوز درباره نحوه اثرگذاری چنین حرکتی تردید دارم وقتی می بینم نه تنها افکار عمومی جامعه بلکه بسیاری از نخبگان و حتی خبرنگاران نیز از این اعتصاب غذا خبری ندارند.باب اطلاع رسانی مطبوعاتی هم که بسته است و هزاران تاسف و افسوس دیگر که تردید و تشویش را بر ذهن جاری می کند. نمی دانم، اکنون دیگر به اندازه ساعات قبل از آغاز اعتصاب غذا نگران برخورد با این حرکت نیستم. اما هنوز هم "اگر"ها و "چرا"های بی پاسخ زیادی دارم...

امروز درپایان اعتصاب غذا بازهم دفتر کوچک سازمان ادوار تحکیم میزبان میهمانان سیاسی و فرهنگی زیادی خواهد بود و البته ورود برای عموم هم آزاد است. 5 عصر دفتر سازمان ادوار تحکیم فراموش نشود!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 13:17  توسط مریم شبانی 

امروز دومین روز از اعتصاب غذای سه روزه اعضای ادوار تحکیم و دفتر تحکیم وحدت در دفتر سازمان دانش آموختگان ( ادوار تحکیم) است. دراین اعتصاب غذا که لبیکی است به فراخوان اکبر گنجی برای آزادی زندانیان سیاسی تعداد زیادی از اعضای ادوار و اعضای تحکیم حضور دارند تا شاید به این طریق بر لزوم آزادی زندانیان سیاسی تاکید کرده باشند. مهندس موسوی خوئینی، دبیرکل زندانی سازمان دانش آموختگان، رامین جهانبگلو، منصور اصانلو و...زندانیان بی گناه این روزها هستند که هریک با اتهاماتی واهی و بدون برخورداری از حقوق اولیه یک زندانی سیاسی در اوین به سر می برند. در این سه روز دوستانی که اعتصاب غذا درپیش گرفته اند با رویی گشاده میزبان چهره هایی سیاسی و فرهنگی هستند که برای اعلام همبستگی با آنان به دفتر سازمان ادوار مراجعه می کنند. دراین میان حضور عباس امیرانتظام در آغازین ساعات شروع اعتصاب غذا انرژی مضاعفی به حاضرین داده بود. باری امروز و فردا نیز حاضرین در دفتر سازمان دانش آموختگان میزبان هرآنکس هستند که قصد حمایت از این حرکت جهانی دارد.

اخبار این اعتصاب غذا را از طریق سایت ادوار نیوز  می توانید دنبال کنید.

 

حیف که از توی عکس نمی شود داخل شد/علی افشاری

 اعتصاب غذا؟ راهش آیا این است؟/احمد ابوالفتحی

اولين روز تحصن و اعتصاب غذا / حسن اسدی زیدآبادی

هزار راه رفته و یک راه نرفته/ساسان آقایی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:11  توسط مریم شبانی  | 

اول:به وبلاگ کوروش ضیابری جوان ترین روزنامه نگار جهان  هم سربزنید.

دوم: لوگوی جدید وبلاگم یادگار وبلاگ قبلی ام است که مدتها است دیگر در آن چیزی ننوشتم.دوستان خوبم افسانه و مهدی که بعدها پیوندی مبارک هم با هم انجام دادند! چهارسال قبل زحمت لوگویی را که می بینید برایم کشیده اند.شاید اکنون با این لوگو دیگر کمتر نام وبلاگم را با روزمره گیها اشتباه بگیرید! زحمت اقدامات فنی این لوگو گذاری را هم الپر عزیز کشیده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 14:26  توسط مریم شبانی 

امروز دقیقا یک ماه از بازداشت مهندس موسوی خوئینی گذشت و هنوز نماینده شجاع مجلس ششم در زندان به سر می برد.مهندس در آخرین تماس تلفنی با همسرش نسبت به ادامه بازداشت خود اعتراض کرده و خواهان مشخص شدن وضعیت خود شده است.دو روز قبل بود که عبدالله نوری برای دیدار با خانواده مهندس به منزل او رفت. دیداری که اگرچه صحبت های مهمی در آن ردوبدل شد اما امیرحسین کوچک ما حاشیه های زیادی در آن آفرید و فضای دیدار را تحت الشعاع حضور خود قرار داد.دیدن این عکس برای فهمیدن شیرین کاری های امیرحسین کافی است.او در این صحنه درحال تکرار تکیه کلام مخصوص خود است که با برهم زدن عصبانی دست ها می گوید:"ای بابا!"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بقیه عکس ها رااینجا ببینید.

آخرین خبر از مهندس موسوی خوئینی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 13:58  توسط مریم شبانی  | 

آرش غفوری عزیز که ستون سیاست مجازی روزنامه اعتمادملی را هر روز می نویسد امروز در تماسی تلفنی از من پرسید:« خواهر! مدتی است در وبلاگت شاکیانه مطلب می نویسی.چه اتفاقی افتاده است؟» انکار نکردم و صحبت کلی را به موعدی دیگر موکول کردم. به هرحال وبلاگ  اصلی ترین  قسمت از ذهنیت فرد است و نمی توان ذهنی آشفته داشت و در نوشته ها ردپایی از آن آشفتگی های ذهنی برجای نگذاشت. برمن ببخشید...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 18:2  توسط مریم شبانی  | 

هفت سال قبل روزنامه های اصلاح طلب در آغازین ساعات روز تابستانی  19 تیرماه با یک تیتر مشترک خبر از اتفاقی ناخوشایند می دادند:« کوی دانشگاه به خون نشست.» مخاطبین آن روز مطبوعات کشور با بهت و بغض صفحات روزنامه ها را ورق می زدند تا تصویری واضح از آنچه در "جمعه بد" بر دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران رفته است را ببینند. خبر اگرچه کوتاه بود و تلخ اما اثرات آن بر حرکت های بعدی جنبش دانشجویی بلندمدت بود و البته دردناک.به این ترتیب 18 تیرماه 1378 در تقویم دانشجویی دانشگاه های ایران ثبت شد.18 تیرماه 1378 را همگان هم چون سند مظلومیت دانشجویان اصلاح طلب در ذهن ها ثبت کردند تا به یاد داشته باشند که برای آنچه اصلاحات نامیده می شد باید هزینه داد و برای حمله کنندگان به کوی چه اتفاقی بهتر از اینکه دانشجویان را نسبت به ادامه اصلاح طلبی خود مایوس کنند.برای تحقق این هدف، دانشجو هدف قرار گرفت تا روزنامه های اصلاح طلب نیز تاوان افشاگری در قتل های زنجیره ای را با حمله به اصلی ترین حامیان خویش ببینند.گویی برای شکستن کمر پدر اصلاحات باید پسران اصلاح طلب تنبییه می شدند،پس درنگ جایز نبود....

امروز هفت سال از "جمعه بد" تیرماه 78 می گذرد و اگرچه دانشجویان هرسال در سکوتی تلخ این روز را گذرانده اند اما پاک کردن خاطره آنچه در کوی دانشگاه بر دانشجویان رفته ، برای آنهایی که این روز را دیدند و برای آنهایی که بعدها شنیدند به آسانی میسر نمی شود.اکنون هفت سال از آن روز سیاه می گذرد و امسال غریب تر از سال های قبل و درپس سکوتی تلخ به استقبال این روز می رویم.18 تیرماه امسال که بگذرد تنها یک برگ از تقویم نیز ورق می خورد تا خاطره "جمعه بد" تیرماه 78 در لابلای اوراق کهنه تقویم گم شود.

گویی اکنون تنها باید به یاد آن روز زیر لب زمزمه کرد" جمعه روز بدی بود..."

 

و هفت سال گذشت/ساسان آقایی

حکایت شب وحشی هیجدهم در امیر آباد/علی افشاری

دوباره 18 تير مي‌آيد/علی معظمی

فریاد کوی" دانشگاه در 18 تیر 1378/داود روشنی

ما فقط‌ دانشجو بوديم‌/ پيمان‌ مقدم‌

18 تير يك برخورد مقطعي نبود/فرید مدرسی

18 تير؛ استثنائي كه قاعده شد/محمدجواد روح

درد از حافظه هاست/محمدرضا یزدان پناه

18 تير ، قطره اي اشك و آرزويي كه شايد.../سهیل آصفی

به یاد هیجده تیر 78 /نفیسه زارع کهن

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.../سید حمید متقی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 12:7  توسط مریم شبانی  | 

بیست و پنج روز از بازداشت مهندس موسوی خوئینی گذشته است. بیست و پنج روزی که دیگر تحمل آن برای امیرحسین کوچک و خواهر بزرگتر اما کوچک او زهرا سخت شده است. امیرحسین کوچک ما چند روز قبل که به همراه مادر و خواهرش به دیدار پدر رفته بود با اخم از بازجویان و زندانبانان پرسیده بود: پدرم را کی آزاد می کنید؟  

امیرحسین؛÷سر کوچک مهندس موسوی

 

 

 

 

 

برای امیرحسین که می پرسد:پدرم را چه وقت آزاد می کنید؟/ رضا خجسته رحیمی

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 12:24  توسط مریم شبانی  | 

 

حالم از تمام مدعیان دروغین اخلاق مداری که اخلاق را به گند کشیده اند به هم می خورد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:38  توسط مریم شبانی 

سرانجام دوماه گذشت و امیدها برای آزادی رامین جهانبگلو تقریبا به یاس تبدیل شد وقتی که امروز محسنی اژه ای در مقابل خبرنگاران ایستاد و اتهام جهانبگلو را "پیشبرد مقدمات انقلاب مخملین در ایران و با هدایت آمریکا" اعلام کرد.خبر این بار نه کوتاه،که تکان دهنده بود.آن روز نه چندان دور که اتهام جاسوسی بر این زندانی تازه بازداشت شده زدند باید می فهمیدیم که برای جهانبگلو برنامه ها دارند.باید می فهمیدیم آن روزی که جهانبگلو با کوله باری از آموخته های صلح طلبی شادمان از دیدار با "دالایی لاما" به ایران بازگشت چیزی جز خشونت در انتظارش نخواهد بود .باید می فهمیدیم وقتی که صفحات "تساهل و مدارا" را با اشتیاق ورق می زدیم، فردا روزی باید محاکمه نویسنده را به جرم گفتن و نوشتن چندین باره از مدرنیته و دموکراسی شاهد باشیم.باید می دانستیم آن روزی که با لبخند رضایت پای سخنان "ریچارد رورتی" در خانه هنرمندان نشستیم،سالی بعدتر باید با لبخندی تلخ خبر محاکمه میزبان "رورتی" را  بشنویم.باید می دانستیم آن هنگام که "آنتونیو نگری" را بیرون از زندان و در همین حوالی دیدار کردیم،فردا روزی باید میزبان او را پشت میله های زندان ببینیم و...

رامین جهانبگلو امروز به راستی قربانی سناریویی از پیش نوشته است چرا که با مرور کامل سخنان وزیر اطلاعات به راحتی در می یابیم که پلان بازداشت جمعی از فعالین سیاسی خیلی زود کلید خواهد خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 23:9  توسط مریم شبانی  | 

وقتی در میانه یک روز گرم تابستانی و در اوج خستگی از کار به همسرت تلفن بزنی تا شاید با شنیدن صدای او کمی از بار خستگی روزانه بکاهی، تمام خستگی در تنت می ماند وقتی صدای او را ناراحت و عصبی تر از خودت می شنوی. دیگر نیازی نیست تا پرس و جو کنی که ناگفته پیداست دیگر بار و برای چندمین مرتبه در یک هفته "جامعه شناس اصلاح طلب" که این روزها پسر را نیز برای دفاع از خود به میانه گود کشانده است، زمین و زمان را به هم ریخته تا مبادا در بدگویی از "روزنامه نگار" ذره ای کم گذارده باشد. برای تخریب روزنامه نگار تنها صحبت با متولیان روزنامه شرق عطش جامعه شناس اصلاح طلب را فرو نمی نشاند که باید در دیگر نشریات نیز عرصه حضور رضا خجسته رحیمی تنگ شود. در دورانی که هر روز باید اصولگرایان را به تحمل انتقاد فراخواند بسی جای تاسف است که جامعه شناسی اصلاح طلب تاب نقد ندارد و برای زمین زدن حریف آماده است تا اصول اخلاقی را نیز به راحتی زیر پا بگذارد. اکنون نیز خاندان جلایی پور تنها به علت فشرده  شدن مطلب محمد رضا جلایی پور در شماره های اخیر روزنامه شرق _ که البته سخن گفتن درباره ادبیات به کاررفته در آن به اصطلاح نقد مجالی دیگر می طلبد_ توضیحی را به روزنامه ارسال کرده اند که البته با خواندن آن تنها بر حقیقت کم تحملی آنان می توان تاییدی دوباره کرد.

 

پی نوشت: البته اگر تخریب های جامعه شناس علیه رضا کارساز واقع شود من خوشحال می شوم! شاید به این ترتیب او نیز دست از علاقه اش به روزنامه نگاری بردارد و به اولین دلمشغولی اش یعنی" معماری" بپردازد که جهان از زاویه نگاه یک معمار زیبایی های فراوانی دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 22:41  توسط مریم شبانی  | 

 

این روزها کمی سرم شلوغ شده و متاسفانه کمتر فرصت نوشتن برای وبلاگم را داشتم. منتظرم به زودی وضعیت به روال سابق برگردد.

هنوزهم نگرانم.نگران مهندس موسوی و رامین جهانبگلو و دیگر زندانیان این روزها.

عفو بين الملل خواستار آزادي مهندس موسوي شد

موسوي خوئيني و هزينه حضور در جنبش زنان - نوشین احمدی خراسانی

برای سید علی اکبر موسوی خوئینی - احمد باطبی

دست بسته ، دهان بسته - حسن اسدی زیدآبادی

برادرها! موسوي را آزاد کنيد! - محمد دادفر

زندان او را می شناسد - غلام حیدر بای سلامی/نماینده مجلس ششم

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 17:21  توسط مریم شبانی  | 

 رامین جهانبگلو هنوز با وجود گذشت دوماه در زندان است.اما امروز دوستان خوبم در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد ملی مصاحبه ای از رامین جهانبگلو منتشر کرده اند.مصاحبه ای که رامین در آخرین سفرش به هند با دالایی لاما انجام داده است.خواندن این مصاحبه را پیشنهاد می کنم.

گفت‌وگوي‌ رامين‌ جهانبگلو با دالايي‌ لاما ؛ دنياي‌ ما عقل‌ سليم‌ را از دست‌ داده‌ است‌

چهاردهمين‌ دالايي‌ لاما - ترجمه‌ كاوه‌ شجاعي‌

تداوم تلاشها براى آزادى رامين جهانبگلو و ديگر بازداشت‌شدگان هفته‌هاى اخير

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 14:23  توسط مریم شبانی 

ظاهرا تلاش‌هاي مهدي كروبي براي پي‌گيري وضعيت پرونده مهندس موسوي  و همچنین رامین جهانبگلو و دو دانشجوی زندانی دانشگاه امیرکبیر یعنی عابد توانچه و یاشار قاجار درحال نتيجه دادن است.جلسه ديشب اعضاي شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم و شورای مرکزی تحکیم با رييس سابق مجلس هم تاحدودي براي آزادي و بهبود وضعيت پرونده مهندس به بچه‌ها اميد داد.باز هم بايد منتظر ماند و ديد...

 

از احضار ديروز تا زندان‌ امروز - مسيح‌ علي‌نژاد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 13:23  توسط مریم شبانی  | 

 

درست يك روز پس از برگزاري گردهمايي فعالان سياسي ،دانشجويي و فرهنگي در دفتر سازمان ادوار تحكيم براي اعتراض به بازداشت مهندس موسوي همسر و وكيل مهندس در شعبه 13 بازپرسي دادگاه انقلاب با وي ديدار كردند.همسر مهندس پس از اين ديدار روحيه او را با وجود اينكه 14 روز از بازداشتش مي گذرد بسيار خوب توصيف كرد.

حال بايد منتظر بود و ديد كه موعد آزادي اين نماينده شجاع مجلس ششم چه وقت فرا مي رسد.

 

دغدغه امروز موسوی - محمدجواد روح

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 2:30  توسط مریم شبانی  | 

 

دفتر کوچک سازمان ادوار تحکیم امروز میزبان بزرگترین میهمانی سیاسی سالهای اخیر بود.اعضای شورای مرکزی این سازمان امروز در غیاب دبیرکل خویش میهمانان زیادی را میزبانی کردند.سیاسیون سالهای دور و نزدیک که آمده بودند تا اعتراض خود را این چنین نسبت به بازداشت سیدعلی اکبر موسوی خوئینی اعلام کنند.مهندس موسوی در سالهای حضورش در مجلس ششم از جمله فعال ترین نمایندگان در پیگیری حقوق زندانیان سیاسی شناخته می شد،پس بی سبب نبود که برای اعتراض به بازداشت او چهره های مختلفی حضور یافتند.از محمدعلی عمویی، سیمین بهبهانی،هرمیداس باوند،ورجاوند،ملکی،معین فر، حبیب الله پیمان،بسته نگار، مهندس صباغیان،فریبرز رئیس دانا تا تقی رحمانی، هاشم آغاجری،رضا علیجانی،محسن کدیور،سعید حجاریان و مصطفی تاجزاده ،احمدزیدآبادی و دیگرانی که هریک فعال سیاسی در این سالها نام گرفته است ساعتی را در این گردهمایی اعتراضی شرکت کردند تا یادآور این حقیقت باشند که مهندس موسوی اکنون تاوان عمل به سوگند نمایندگی خویش را می بیند.

همکاران موسوی در مجلس ششم نیزاو را تنها نگذاشته و در این میهمانی سیاسی حاضر شدند.الهه کولایی،فاطمعه راکعی،احمد شیرزاد،حسین انصاری راد،مهندس ادب، رضا یوسفیان و داوود سلیمانی از جمله نمایندگان مجلس ششم بودند که با حضور در دفتر سازمان ادوار تحکیم اعتراض خویش نسبت به دربند بودن یار دیروزی خود را اعلام کردند.اما بازهم این جماعت تنها میهمانان این مجلس نبودند که اعضای سازمان ادوار تحکیم فعالین جنبش زنان از جمله نوشین احمدی خراسانی و پروین اردلان،اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، اعضای کانون نویسندگان و جمع زیادی از فعالین جنبش دانشجویی را نیز میزبانی کردند.اضافه کنید به این نام ها اعظم طالقانی،احمد زید آبادی ،عیسی سحرخیز و عبدالفتاح سلطانی، بابک احمدی و...دیگرانی که آمدند تا تلاشهای مهندس موسوی در احقاق حقوق بی پناهان این سالهای جمهوری اسلامی را پاس دارند و بر دربند بودنش تاسف خورند.

والبته خبرنگاران زیادی  نیز در غیاب مهندس ره به سازمان ادوار بردند تا از او بگویند و در این وانفسای سانسور و اطلاع رسانی شاید مجال یابند تا سطری درباره این نماینده شجاع مجلس ششم قلمی کنند.از این جمع مسیح علی نژاد از خاطرات خود از دوران نمایندگی موسوی در مجلس ششم و تنگناهای کنونی روزنامه نگاران در نوشتن از او گفت و رضا خجسته رحیمی از اقدامات مهندس در مقابله با مفاسد اقتصادی و کشف و برچیدن بازداشتگاه های غیرقانونی تجلیل کرد.

هاشم آغاجری که در روزهایی نه چندان دور رخت زندان به تن کرد بازداشت مهندس موسوی را نه به علت شرکت در تجمع زنان در میدان هفت تیر که به علت عقب ننشستن او در عمل به سوگند نمایندگی و دفاع از بی پناه ترین اقشار جامعه ایران یعنی جنبش دانشجویی،جنبش زنان وجنبش کارگران عنوان کرد. استدلالی که البته در سخنان دیگر حاضرین نیز به گونه های مختلف تکرار شد تا تاکیدی بر این حقیقت باشد که در این نظام اگر نماینده ای را به دلیل مصونیت نمایندگی بازداشت نمی کنند عجیب نیست، فقط گذشت زمان کافی است تا با پایان دوران مصونیت ،عملکرد دوران نمایندگی او عامل بازداشتش باشد.

اکنون 13 روز از بازداشت مهندس موسوی می گذرد.13 روزی که به روایت همسر وی تنها 2 بار تماس تلفنی داشته و البته با وضعیت جسمی نامناسب و دو کودکی که بهانه پدر می گیرند.13 روز است که موسوی در سلولی به سر می برد که تا چندی پیش در کسوت نماینده مجلس از آنها بازدید کرده بود.موسوی اوین را بهتر از هر زندانی سیاسی دیگری می شناسد و اوین هم موسوی را بهتر از هر سیاستمدار دیگر ایرانی.

امروز جمع زیادی آمده بودند تا آزادی موسوی را طلب کنند همچنان که او دیروز روزی آزادی زندانیان زیادی را طلب کرده بود.زندانیانی که امروز آمده بودند تا عملکرد دیروز او را پاس دارند و قدر شمرند.

 

عکس های سعید فرجی از مراسم

گزارش مهدی تاجیک از مراسم

 

آسمان‌ به‌ زمين‌ مي‌رسيد؟ - احمد زيدآبادي‌

برای مهندس موسوی خوئینی - علی افشاری

جرایم مهندس موسوی - محمد تهوری

این یکی اکبر - احمد شیرزاد

به ياد شريعتي و به بهانه بازداشت مهندس موسوي - حسین زمان

خودش در زندان- خبرش در سطل آشغال! - محمدجواد روح

آزادمرد هميشه آزاده است - سعید حبیبی

خنده‌های کوتاه که از ته دل نبود - فرید مدرسی

زياد تعجب نداشت! متاسفانه - عليرضا خادمی

بچه های خانه شماره 42 کوچه شهید رجب بیگی - نادر فتوره چی

برای او برنامه ها دارند - احسان مهرابی

موسوی را آزاد کنید - حسین نورانی نژاد

برای مهندس و امیر حسین - مهدی مکارمی

دانایی محوری - بهاءالدين‌ ادب‌

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:28  توسط مریم شبانی  | 

 

امیرحسین‌ پسر کوچک مهندس موسوی خوئینی این روزها دیگر بیش از قبل

بهانه پدر را می گیرد...

  

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 12:33  توسط مریم شبانی  | 

گردهمايي فعالان سياسي ،‌دانشجويي در اعتراض به تداوم بازداشت مهندس موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران و نماينده مجلس ششم برگزار خواهد شد . 

 شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم در اعتراض به تداوم حبس غيرقانوني مهندس موسوي خوئيني برنامه اي را در روز شنبه 3 تير ساعت 5 عصر در محل دفتر سازمان دانش آموختگان ايران با حضور فعالان و نيروهاي سياسي، ملي، روشنفكري ،‌دانشجويي ، مطبوعاتي و فعالان جنبش هاي زنان ، كارگران و احزاب تحول طلب برگزار مي كند .

 در اين برنامه اعتراضي نمايندگان احزاب و جريان‌هاي تحول طلب  پيرامون نقض حقوق بشر و نفي خشونت و محكوميت تداوم بازداشت مهندس موسوي خوئيني اعلام موضع خواهند نمود.

نشاني دفتر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي به اين شرح است : تهران ، خیابان خواجه نصیر ،بعد از سه راه طالقانی، نرسیده به میدان عشرت آباد ، جنب بانک ملی ایران-پ201-طبقه سوم غربی  .

بچه های خانه شماره 42 کوچه شهید رجب بیگی - نادر فتوره چی

برای او برنامه ها دارند - احسان مهرابی

زياد تعجب نداشت! متاسفانه - عليرضا خادمی

خنده‌های کوتاه که از ته دل نبود - فرید مدرسی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 16:9  توسط مریم شبانی