تبليغاتX
روزمزه گی ها

این روزها پی گیری اخبار مربوط به انتخابات مجالی برای خواندن و شنیدن اخبار عرصه های دیگر  نمی داد،هم از این رو بود که شاید به حضور و خروج اسمائیل هنیه، نخست وزیر فلسطین با بیش از 250 میلیون دلار از ایران، چندان که باید توجه نکردیم. شاید درگیری در بحبوحه اطلاع رسانی برای انتخابات شوراها بود که تنها صحنه های دست دادن صمیمانه عبدالعزیز حکیم با جرج بوش را از رسانه های تصویری دیدیم و سر گردانیدم تا خبری درباره انتخابات بخوانیم. همین روزها بود که شدید ترین سخنان ضد ایرانی تونی بلر را خواندیم اگرچه ذهنمان در گوشه ای دیگرفهرست منتخبین انتخابات شوراها را بالا و پایین می کرد. هنوزهم اخبار انتخابات جای گیرذهن است و دراین وانفسای رقابت های بی حاصل سیاسی است که ماحصل جامعه ایران را سیاست مردان چنین آسان از دست می دهند؛ پول نفت ایران نه سفره ایرانیان نیازمند که سفره نیازمندان خاورمیانه را رنگین می کند تا دایره حامیان ایران در منطقه تنگ نشود غافل از این حقیقت که سیاستمداران پراگماتیست برای حفظ مصالح کشور خود هیچ تفاوتی میان دولمتردان ایران و آمریکا نمی بینند و ردپای افکار ایدئولوژیک خود را در مذاکرات سرنوشت ساز تاحد ممکن محو می کنند.

در کشورهای پیرامون ایران خبرهای مهمی است اما مجادلات داخلی مجال پرداختن به خارج را از نیروهای سیاسی سلب کرده است. انتخابات بازهم چون همیشه صحنه ذهن ایرانیان را نه یک هفته که چندین هفته به خود مشغول کرده تا درنهایت بازهم نه نتیجه انتخابات سیاسیون را قانع کند و نه ماحصل انتخاب دردی از جامعه بحران زده ایران درمان نماید. سناریوی داستان تکراری انتخابات در ایران به گمانم به این زودی ها تغییر نخواهد کرد، اما تغییر تحولات خاورمیانه با سرعت زیاد خود معادلات هر روزه سیاستمردان ایرانی را تغییر می دهد. اما نه گوشی برای شنوایی یافت می شود و نه چشمی حقایق پیش روی را می بیند. کاش حداقل نویسندگان داستان انتخابات، فصلی جدید را برای ایرانیان بنویسند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 15:58  توسط مریم شبانی  | 

سه روز پس از برگزاري انتخابات، رئيس دولت در بازديد از ستاد انتخابات وزارت كشور با لبخندي برلب، اينگونه رضايت خويش را از عملكرد مجريان انتخابات اعلام كرد: اين انتخابات، آزمون بزرگي براي خدمتگزاران مردم بود و اين مجموعه از اين آزمون روسفيد بيرون آمدند.

احمدي‌نژاد از عملكرد مجريان انتخابات اعلام رضايت كرد و با چشمان بسته از ستاد انتخابات وزارت كشور خارج شد تا جماعت نگراني را كه مبهوت بازي بديع دولتيان در شمارش آرا و نحوه اطلاع‌رساني شده‌اند را نبيند. احمدي‌نژاد يكشنبه عصر با رضايت از ساختمان وزارت كشور خارج شد و مجريان <روسفيد> اين انتخابات را در مقابل افكار عمومي تنها گذاشت چه آنكه گويي انتخاب ثمره‌هاشمي به رياست ستاد انتخابات كشور براي مواجهه با چنين روزهايي صورت گرفته است.

ادامه مطلب را در روزنا بخوانید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:29  توسط مریم شبانی  | 

نمی دانم اکنون که چهره های اصلاح طلب + و + و + هم به استقبال اتفاق دانشگاه امیرکبیر رفته اند، می توان محمد جواد روح را به تجدیدنظر در برداشتش از عملکرد دانشجویان دعوت کرد که در نوشته دیروزین او نه نشانی از اصلاح طلبی می توان یافت که تنها بزرگ بینی جایگاه سیاسی خود و عدم شناخت از وضعیت چندسال اخیر دانشگاه های کشور را می توان از نگاشته اش منتج کرد. باید به جواد روح گفت که دانشجویان در 9 سال اخیر دریک مسیر سیر کردند و این سیاسیون اصلاح طلب بودند که با تغییر مسیر خود، گمان به تغییر سخن دانشجویان بردند. حال جناب روح! شما که از "حماقت چندسال اخیر" دانشجویان سخن می گویید آیا حمایت های آنان در روی کارآمدن دولت اصلاحات را نیز حماقت می پنداری یا تنها هرآنچه را که شما را خوش نیاید باید به چوب حماقت راند و از آنچه خوش می دارید بهره ای برید؟ جناب روح! احمدی نژاد همانطور که شما هم نوشته اید "دروغگوی منفوری" است اما دانشجویانی که در هشت سال اصلاحات طعم تلخ دروغ را چشیدند ، بهتر از شما درک کرده اند که دروغ یعنی چه. پس اکنون برای آنان مواجهه با دروغ های احمدی نژادی که به او رای ندادند بسیار آسان تر از دروغ های آنانی که اعتماد به آنها بستند حاصل می شود. شاید اکنون فضایی ایجاد شده تا دروغگویان دیروزی و مسحور شدگان در آن دروغ ها طعم واقعی "سیاست ورزی با دروغ" را بچشند. جناب روح اقدام دیروز دانشجویان در دانشگاه امیرکبیر فوران خشم دانشجویان بود در مقابل ماه ها اعمال محدودیت و تحمل فشار از سوی مسئولین وزارت علوم دولت اصولگرا. اتفاقی که قابل پیش بینی بود و البته دیروز نه تنها دانشجویان امیرکبیر که دانشجویان دیگر دانشگاه ها را شگفت زده و شادمان ساخت. دانشجویان امیرکبیر دیروز به درستی انتقام تهدیدها و محدودیت های اخیر دانشجویی را از رییس دولت گرفتند. حتی اگر حادثه دیروز را دامی پهن شده برای دانشجویان بنامیم بازهم نمی توان خرده بر اقدام آنان گرفت که دانشجویان به حق اعتراض خود را با بلندترین صدا به سمع و نظر رییس دولت رساندند.

دیگر اینکه جناب روح! نمی دانم چرا گاه و بیگاه اصرار دارید که بهانه ای برای تخریب فعالان سابق جنبش دانشجویی بیابید.توصیه می کنم کمی به اطراف خود بنگرید. دوستان زیادی را خواهید یافت که هم اکنون در سایت ها و رادیوهایی خاص اهدافی را پی می گیرند که شما ظاهرا چندان با آن اهداف همراه نیستید اما گویی ترجیح می دهید سکوت اختیار کنید...

جناب روح! نتیجه اتفاق دانشگاه امیرکبیر هرچه که باشد مسلما نمی توان و نباید دانشجویان را به خاطر وقوع آن شماتت کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 16:2  توسط مریم شبانی  | 

چرا محمود احمدی نژاد دانشگاه امیرکبیر تهران را برای سخنرانی خود به مناسبت روز دانشجو انتخاب کرد؟ این سئوالی است که پاسخ به آن بسیار مهم تر ازپرداختن به اتفاقاتی است که در چند ساعت حضور رییس دولت اصولگرا در دانشگاه پلی تکنیک تهران افتاده است. دانشجويان دانشگاه امیرکبیر همواره به رادیکال ترین و به عبارتي پيشروترين دانشجويان در پي گيري اهداف و برنامه‌هاي جنبش دانشجويي معروف بوده‌اند. به طوريكه در يكسال اخير و همزمان با آغاز موج برخورد وزارت علوم با دانشجويان سياسي و تعليق فعاليت انجمن‌هاي اسلامي، شديدترين نوع برخورد مسئولین را در دانشگاه پلي تكنيك تهران شاهد بوديم آنگاهي كه با دستور رياست دانشگاه  بولدوزر به داخل دانشگاه مي‌آيد و ساختمان قديمي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در مجاورت مسجد دانشگاه تخريب مي‌شود. این اتفاقات فضاي دانشجویی دانشگاه اميركبير در ماه‌هاي اخير و در روزهایی که رکود بر فعالیت های سیاسی در دانشگاه های کشور حاکم شده بود را اما التهابی خاص بخشیده بود. خلاصه اینکه این دانشگاه در ماه های اخیر کمتر روزی را آرام  سپری کرده است.

حال سئوال این است که چرا مشاوران محموداحمدی نژاد دانشگاه امیرکبیر را برای سخنرانی رییس دولت انتخاب کرده اند؟ بی شک مشاوران رییس دولت و شخص احمدی نژاد که خود نیز سابقه فعالیت های رادیکال دانشجویی را در پرونده دارد نیک آگاه بودند که حضور وی در دانشگاه امیرکبیر بدون حاشیه نخواهد بود. اصل مهم ، اکنون پاسخ دادن به این پرسش است که رییس جمهور چه هدفی را از ورای این دیدار جستجو می کرده که چنین عریان خود را در معرض اعتراض و انتقاد تند دانشجویان قرار می دهد و با همان لبخند تحقیر کننده همیشگی سخنرانی خود را به پایان می رساند؟ احمدی نژاد به هنگام شعارهای دانشجویان علیه خود و بخش هایی از نظام نه سالن را ترک کرد و نه دانشجویان را مورد عتاب قرار داد که او از این دیدار دستاوردی برای خود تعریف کرده بود و آنچه در مقابل چشم می دید خود تجسم عینی هدف تعیین شده بود. محمود احمدی نژاد پوپولیستی زیرک است. این حقیقت را حضور و سخنانش در دانشگاه امیرکبیر ثابت کرد. باید منتظر نشست و بهره برداری رییس دولت از این دیدار را به چشم دید اگرچه حامیانش از هم اکنون پیراهن مظلومیت او را بر دستان خود بلند کرده اند. اما لبخندهای احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر بیانگر اهدافی به مراتب بزرگتر از مظلوم نمایی های اینچنینی است.

در زاویه مقابل اما نباید و نمی توان دانشجویان معترض را به افتادن در دام پهن شده دولتیان متهم کرد. اعتراض و انتقاد خاصیت جنبش دانشجویی است و هرچه فشار بر دانشجویان بیشتر باشد دامنه اعتراض های آنان بیشتر خواهد شد. تصویری نیز که در رسانه های خارج از کشور از این اتفاق ترسیم می شود را البته می توان بازتابی واقعی از محدودیت ها و فشارها به جنبش دانشجویی کشور دانست. بازتابی که البته برای مسئولین حکومتی ایران چندان خوشایند نخواهد بود.

 اتفاقات امروز دانشگاه امیرکبیر کاملا قابل پیش بینی بود.و اکنون می توان با احتیاط گفت که برنده بزرگ بازی احمدی نژاد با دانشجویان شخص رییس دولت است. با احتیاط از این جهت که رییس دولت اگرچه از اعتراض دانشجویان مطمئن بود اما هیچگاه تصوری اینچنینی از اتفاقات امروز دانشگاه نداشت. دانشجویان امروز احمدی نژاد را در مقابل دوربین ها به چالش کشیدند. پس او اگرچه اکنون تمایل زیادی به استفاده از دستاورد خود دارد اما این دستاورد چاقوی دولبه ای است که شخص رییس دولت باید در استفاده از آن جانب احتیاط را رعایت کند.شاید احمدی نژاد به نسبت دانشجویان برد بیشتری از این بازی داشته باشد اما باید بازهم منتظر ماند. خبرهایی در راه است...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 16:17  توسط مریم شبانی  | 

اول: روز دانشجو تمام شد و رییس دولت اصولگرا گویی تازه تصمیم گرفته است که دیداری با دانشجویان داشته باشد. دیداری که اگرچه دوشنبه اعلام شده اما ساعت و مکان آن پنهان نگاه داشته می شود تا مبادا در برنامه حکومتی که برای احمدی نژاد ترتیب داده اند خللی ایجاد شود؛ مبادا دانشجویانی فریاد اعتراض در مقابل رییس دولت برآورند که احمدی نژاد تنها عادت کرده در سفرها و اجتماعات سخن از تمجید خود شنود. اما تقارن جالبی است روز سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاهی نامعلوم ، تقارن اما نه با روز دانشجو که رییس دولت در سالروز صدور فرمان انقلاب فرهنگی به میان دانشجویان می آید تا تاکیدی نمادین باشد بر ستیز او با اهل علم و دانشگاه.

دوم: سوء استفاده های دولتی در تبلیغات انتخابات شوراها این روزها حسابی توی ذوق می زند. از نشست پنجشنبه حامیان دولت و سوء استفاده از دانش آموزان که در واقع آشکارترین تخلف انتخاباتی سالیان اخیر بود اگر بگذریم، گذری بر سردر شهرداری منطقه ۹ باید تا تراکت های تبلیغاتی حاج حبیب کاشانی که زینت ورودی شهرداری شده است را رویت کنید. نمی دانم چرا همه در مقابل تخلفاتی چنین آشکار سکوت کرده اند. دریغ که حاشیه امنی ساخته ایم برای اصولگرایان در این سال ها با سکوت های گاه و بیگاه خود!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:11  توسط مریم شبانی  | 

  تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران برگزار شد. پیش از تجمع نگران بودم از برخوردهای احتمالی خشونت آمیز با دانشجویان اما تجمع به آرامی برگزار شد. این تجمع صحنه ای به یادماندنی داشت. وقتی ماموران حراست دانشگاه تهران از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه ها و خبرنگاران به داخل دانشگاه تهران جلوگیری کردند دانشجویان تجمع کننده در داخل دانشگاه با حضور در مقابل درب فنی دانشگاه با کمک دانشجویان تجمع کننده در خارج از دانشگاه با سر دادن شعار "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد" درب ورودی را شکستند و بیرون ماندگان نیز به داخل دانشگاه راه یافتند. تجمع در داخل دانشگاه با سخنرانی چند چهره دانشجویی و سیاسی و قرائت بیانیه های دانشجویی پایان یافت.

گزارش لحظه به لحظه تجمع دانشگاه تهران

گزارش های کامل ایرانیوز از تجمع

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 15:16  توسط مریم شبانی  | 

یک ساعت از قبل ساعت اعلام شده برای تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو از خیابان انقلاب گذشتم. بر تعداد نیروهای انتظامی هر لحظه افزوده می شود. تقاطع خیابان وصال و انقلاب به محل تجمع موتور سواران نیروی انتظامی تبدیل شده و ساختمان های متعلق به نیروی انتظامی در آن حوالی نیز تماما محل استقرار نیروهای ضد شورش است. نگرانم.... از تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفت تیر دیگر تجمعی برگزار نشده و من هنوز اوج خشونت آن تجمع را در یاد دارم. این روزها درپی محدودیت های فراوانی که بر دانشجویان می رود نمی دانم آیا تجمع آنان در دانشگاه تهران به آرامی برگزار خواهد شد و یا اینکه هنوز هم جماعتی در این دیار تاب تحمل شنیدن صدای دانشجو را ندارند. نگرانم...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 10:38  توسط مریم شبانی 

چند سالی بود که خاتمی را از نزدیک ندیده و سخنانش را بی واسطه نشنیده بودم.در کنگره جوانان اصلاح طلب خاتمی را دیدم اما با آغاز سخن گفتن او چشمانم را بستم اگرچه پیش از آن، صدای پای خاطرات تلخ روزهای دور مانع از شنیدن صدای خاتمی شده بود.خاتمی از تقارن سخنرانی خود با روز دانشجو سخن گفت و من تنها طنین فریاد دانشجویان کوی دانشگاه را شنیدم. خاتمی از تکریم دانشجو می گفت که من برخاستم و با ترک سالن، سیلی سرد غروب پاییزی را بر گونه هایم پذیرا شدم؛ سیلی ای که هر ضربه اش یادآور خاطره ای دور بود اما زنده. به یاد آوردم روزی را که نگاه مبهوت بر اتاق های ویران کوی دانشگاه دوخته بودم. به یاد آوردم اظطراب و دلهره  روزهای پس از حادثه کوی را که دانشجویان یکه و بدون حامی رها شده بودند.به یاد آوردم توقیف یکباره 12 روزنامه و نشریه اصلاح طلب و سکوت خاتمی را. به یاد آوردم درهای زندان اوین را که هر روز بر روی اصلاح طلبی باز می شد و سکوت خاتمی را.به یاد آوردم برخوردهای قرون وسطایی با زندانیان سیاسی را و سکوت خاتمی را. به یاد آوردم اولتیماتوم خاتمی به شورای نگهبان برای تصویب لوایح دوگانه و بعد سکوت خاتمی درپی عدم تصویب آن. به یاد آوردم سخن از حاکمیت قانون گفتن خاتمی را و سپس تن دادن او به برگزاری انتخاباتی غیر آزاد در مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را.به یاد آوردم تصویب قانون نظارت بر تشکل های اسلامی دانشجویی در شورای عالی انقلاب فرهنگی به خواسته خاتمی را که خود موجبات سرکوب جریان دانشجویی را رقم زد. به یاد آوردم...فریادها را و سکوت خاتمی را. به یاد آوردم سکوت خاتمی را...سکوت خاتمی...

نه!...دیگر نمی توانم بنشینم و گوش به سخنانی دهم که می دانم سخنران اعتقادی به آن ندارد.با خود گفتم ای کاش سید محمد خاتمی سکان هدایت کشتی اصلاحات در انتخابات شوراها را به دست نمی گرفت که اگر اینگونه بود شاید باور می کردیم آنچه این روزها ائتلاف اصلاح طلبان وعده می دهند را.هرچه تلاش می کنم نمی توانم هاله فراموشی برگذشته کشم. فراموش نمی توان کرد اما چگونه می توان بخشید؟ اعتقاد دارم بر سخن آن بزرگ که " ببخش و فراموش نکن" اما لازمه بخشش حداقل اعترافی است بر نکرده های دیروزی. نه!...خاتمی دیگر نماد اعتماد من نیست. دیرهنگامی است که اعتماد از خاتمی بریده ام اما اعتقاد به اصلاح طلبی را نه. ای کاش خاتمی اکنون کاروان اصلاح طلبی را ساربان نمی شد تا شاید...

دیروز درهنگام ترک سالن کنگره جوانان اصلاح طلب سخنان عباس عبدی در کتاب "کالبد شکافی ذهنیت اصلاح طلبان" را مرور می کردم آنجایی که عبدی می گوید:« در تاریخ ایران به ویژه دریک قرن اخیر سه نفر با اقبال عمومی مواجه شدند.مرحوم مصدق،مرحوم امام خمینی و آقای خاتمی.آن دونفر از هرحیث که مورد تایید و انتقاد باشند از یک جهت مورد احترام هستند و آن اینکه به رای مردم خود پشت نکردند ولی خاتمی بشترین مشکلش این بود که رای و اعتماد را که با ارزش تر از نفت و معادن طلا و جان انسان ها است بی هیچ مابه ازایی قربانی کرد و چه بد معامله ای نمود. خداوند ببخشایدش.»

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 12:54  توسط مریم شبانی  | 

شنیده بودیم آذرماه، ماه تکریم دانشجو است اما فکر نمی کردیم که آذرماه امسال دانشجویان این مرز و بوم نه تنها نشانی از تکریم نمی بینند که گویی مقرر است هر روز فاجعه ای به چشم در مقابل ببینند. اگر در هفته اول آذرماه دانشجویان مراقبت از خود در برابر سکته احتمالی!را اولویت تعریف کردند و دانستند که حمله ناگهانی قلب نهایتا مرگ آنان در محیط دانشگاه را رقم خواهد زد اما دانشجویان دانشگاه یزد گمان نمی کردند که نوشیدن جرعه ای آب برای رفع تشنگی و خوردن لقمه ای نان جهت فرونشاندن ضعف گرسنگی آنان را به بیماری ناشناخته مبتلا خواهد کرد. دیگر سخنی نمی توان گفت و سطری نمی توان نوشت که وضعیت ( صنفی، آموزشی و سیاسی) امروز دانشگاه های ما مجال نوشتن و گفتن را نیز ستانده است. گویی تنها باید استمداد جست. استمداد از چه کسی را نمی دانم. تنها می توان فریاد زد: یکی به داد دانشگاه و دانشجو برسد...

 

مسموميت بيش از ۴۰۰ دانشجوى دانشگاه يزد

نتيجه آزمايش بيماري ناشناخته خوابگاه دختران دانشگاه يزد امروز اعلام مي شود

رييس دانشگاه يزد: امتحانات ميان ترم به تعويق افتاد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 15:57  توسط مریم شبانی  | 

يك قتل، دو مرگ و سه خودكشي اصلي‌ترين تصويري است كه جامعه دانشگاهي كشور از يك هفته اخير خود در ذهن دارد. اگر تا ديروز اعتراض به رويكرد مسوولين وزارت علوم در محدودسازي فعاليت‌هاي سياسي و صنفي دانشجويان اولويتي انكارناپذير بود اما امروز بايد اين متوليان را به حفاظت از جان دانشجويان دعوت كرد كه مرگ دانشجو در صحن دانشگاه تابلوي غم‌انگيزي است كه تصوير آن به آساني از ذهن جامعه دانشگاهي محو نخواهد شد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 11:53  توسط مریم شبانی  | 

روزگار عجیبی است. صبح را باید با خبر سقوط هواپیمایی دیگر آغاز کنی و افسوس بخوری از اینکه بازهم تعدادی از شهروندان قربانی ناوگان فرسوده هوایی ایران شده اند و ظهر نشده، باید خبر گروگانگیری مسلحانه در دبیرستانی پسرانه در مرکز تهران را ناباورانه بشنوی  و مبهوت باشی از اوج امنیتی! که در آن به سر می بری. اگر مدت ها است قبل از هر سفر و پروازی عطای زندگی ات را به لقایت می بخشی و سرنوشت خود را به قضا می سپاری  اما اکنون باید به یاد داشته باشی که خطر تنها در آسمان دنبالت نمی کند که در روی زمین هم شاید طعمه گروگانگیری شوی که کمربندی انفجاری بر خود بسته و ...

محرومت کرده اند از نوشتن درباره تحریم ایران، محرومی از نوشتن درباره سیاست گذاری های خارجی کشور، شاید تا ساعاتی دیگر محرومت کنند از نوشتن درباره اهداف گروگانگیر محترم! اما نمی دانم که جان آدمی چرا در نزد بزرگان این دیار هیچگاه ارزشی نداشته است. تعداد هواپیماهای سقوط کرده از شماره خارج است و در این وانفسای ویرانگر هراسی از تحریم اقتصادی نیست که به باور حکومتگران مردم ایران با مرگ خود توطئه های تحریم کنندگان را خنثی می کنند!

روزگار غریبی است ...باید با رویای امنیت به خواب رفت و با آرزوی امنیت روز جدید را آغاز کرد و در این میانه نوبت خود انتظار کشید...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 13:56  توسط مریم شبانی  | 

دلمان گرفته بود از رکودی که بر دانشگاه ها حاکم کرده اند. دلتنگ بودیم از اینکه دوستانمان اجازه ادامه تحصیل نمی یابند و ستاره ای آذین کارنامه تحصیلی خویش می بینند. قفل بردر انجمن های اسلامی دیدیم و یاد روزهای پر شور نه چندان دور گذشته را زنده کردیم و تاسف خوردیم از روزگار امروزین انجمن های اسلامی . سکوت خودخواسته شوراهای صنفی دانشجویی را دیدیم و باور کردیم که دیگر نه دانشگاه مجال حرکت می دهد و نه دانشجو شور اعتراض و تغییر در سر دارد. همه محدودیت ها را دیدیم، طعم تلخ برخوردها و بی مهری ها را چشیدیم تا حداقل دلیلی باشیم بر زنده بودن دانشجو و فرهنگ دانشجویی. اما اکنون گویی باید در آذرماه، ماه دانشجو، ماه تکریم مقام دانشجو، هر روز با چشمانی اشکبار جنازه دوست دانشجویی را در محیط دانشگاه همراهی کنیم که این روزها دیگر سخن از قداست مقام دانشجو گفتن سخنی گزاف است که جان دانشجو ارزشی برای متولیان فرهنگی کشور ندارد و در این وانفسا ، ناباورانه هر روز از محدودیت ها گله داریم و بر ممنوعیت ها اعتراض می کنیم.امروز جنازه دانشجو بر دستان همکلاس هایش در دانشگاه سبزوار و علامه طباطبایی حمل می شود تا تاکید مضاعفی باشد بر این حقیقت زنده که اگر دیروز فکر دانشجو به اضطرار روانه تابوت های مرگ شد امروز زمان وداع با جسم دانشجو رسیده است.  

دلتنگم از وضعیتی که دانشگاه های ما دچار آن شده اند. مهر سکوت باید بر لب زد تا دری برای تحصیل به رویت باز کنند. مهر سکوت و خودسانسوری باید بر لبان زد تا باور کنند که استادی کم خطر برای دانشجویانی و اجازه تدریس بیابی. حکایت امروز دانشگاه ما حکایتی غم انگیز است. اما غم انگیزترین حکایت از دانشگاه را اکنون باید نگاشت، لحظاتی که مرگ دانشجو در دانشگاه رقم می خورد. می توان فعالیت سیاسی نکرد، می توان به رکود اجباری تن داد، می توان سکوت کرد اما چگونه می توان فردا روز بر همان نیمکتی تکیه زد که روزی پیشتر جنازه همکلاسی خود را میزبان بود؟

 

آيا نمي‌توانستيم مانع مرگ دانشجوي بيمار قلبي در دانشگاه شويم؟ /خبر ایسنا

سرنوشت محتوم دانشجو ودانشگاه/نفیسه زارع کهن

گزارش تصویری

گزارش تصویری2

 دادستان سبزوار پيگير مسئله قتل يك دانشجو است /خبر ایسنا

 بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 17:12  توسط مریم شبانی  |