برای نوشتن هیچوقت دیر نیست! آن هم نوشتن از یکسالگی روزنامه ای که یکسال تمام هر روز خیابان کریم خان تهران را مقصد کردم تا به ساختمان شماره 128 آن پای گذارم.هم زود گذشت و هم دیر! شادی هایش چه ماندگار بود و غم هایش چقدر زود فراموشم شد و درکنار این بی شک تنها ماندگاری دوستی هایی پایان ناپذیر آذین روزهای آینده ام خواهد بود. کوله بار یکسالگی اعتمادملی راضی ام می کند، اگرچه می دانم بی نقص نبوده ایم، اما این راهم مطمئنم که کم نگذاشته ایم.
در یکسالگی انتشار روزنامه اعتمادملی اگرچه دیگر از اشتیاق و شلوغی روزهای گذشته در اتاق کارم – سایت روزنا- خبری نیست، اما اعتماد به آینده، امیدبخش امروزم است تا بر خود و دیگران خرده نگیرم و تنها سر خم کنم و بخوانم و بخوانم تا شاید فردا روز با همراهی دیگر دوستان نامی ماندگار از اعتمادملی در ذهن ایرانیان ثبت کرده باشیم.
این روزها هرکه را دیدیم یکسالگی روزنامه را به ما تبریک گفت
و اکنون این رسم جوانمردی نیست که در یکسالگی این مولود نامی نبرم از دوستانی که درکنار هم و در یک اتاق نوشتن آغاز کردیم و در میانه راه اما به اجبار یکدیگر را ترک گفتیم. می دانم و می خوانم که روزبه میرابراهیمی هنوز دلش برای اعتمادملی و روزنا می تپد و من نیز البته جای خالی او را مدت هاست که می بینم و حس می کنم. نازنین خسروانی عزیز حضورش در جمع ما کوتاه بود و مغتنم.قریب هفت ماه است که دیگر صدای خنده های سولماز شریف در اتاق ساکت روزنا نپیچیده است. و دیگرانی که در این یکسال آمدند و موعدی بودند و رفتند. با تمام این ها اما این روزها سکوت و مهربانی دوستانه ای خودش را بر ساکنان اتاق روزنا تحمیل کرده است.
کوله بار یکسالگی اعتمادملی
سنگین است اما کوله بار آینده برای اعتمادملی سنگین تر می نماید. اعتمادملی آماده است تا تجربه گذشته را در کوله بار آینده ریزد و طرحی نو برای فردای خود دراندازد؛ اگر بماند و اگر بخواهد.
در میهمانی یکسالگی اعتمادملی جای تمامی دوستداران و خوانندگان این روزنامه خالی بود. میهمانی صمیمانه ای که اگر نبود همت و پشتکار استاد عزیز احمد موسوی بجنوردی شاید هیچگاه مجال برگزاری نمی یافت .میهمانی ما البته یک غایب بزرگ داشت و او هم کسی نبود جز دکتر محمدجواد حق شناس، مدیرمسئول روزنامه اعتمادملی که بیماری پدر امکان حضور او در مجلسی که خود میزبان آن بود را گرفته بود.
هرچه بود، بهانه بود... برای اینکه باور کنیم که یکسال گذشت. به یادآوریم که در یکسال گذشته چه گذشته و ما چه کرده ایم. به یادآوریم که روزنامه اعتمادملی شاید تنها بازمانده ملموس انتخابات نهم ریاست جمهوری است، انتخاباتی که مسیری متفاوت برای کشور ترسیم کرد و تصویرگر رسالتی سخت تر برای ما روزنامه نگاران شد. یکسالگی اعتمادملی آسان به دست نیامد؛ خستگی دوستانم را قدر می نهم و عزم برای ادامه بهتر راه را در نگاهشان می خوانم و من نیز قطره ای از این دریای تجربه، قلم بر می دارم تا فراموش نکنم رسالت روزنامه نگاری را...
.....
اول: زحمت اولین عکس را احسان قلم چی عزیز کشیده است.
دوم:اگرچه به واسطه خوانده شدن نامم بر روی سن رفتم تا تقدیرنامه ای از دست مهدی کروبی دریافت کنم اما می دانم که روزنامه اعتمادملی اگر امروز زنده و موفق است،مرهون تلاش های همه دوستانی است که شایسته تر برای تقدیرند.
.....
روایت خواندنی زهره آشتیانی از مراسم سالگرد روزنامه اعتمادملی
سالگرد روزنامه اعتماد ملی/اکبر منتجبی
اعتماد ملی و دلتنگی هایم.../روزبه میرابراهیمی
خودانتقادی/امیر علیزاده
جشن روزنامه اعتماد ملی..../کریم جعفری
روزنامه اعتماد ملی و نیازامروز ما/محمدعلی ابطحی
اعتماد ملي يك ساله شد /فاطمه ملکی
توقفی بلند تر برای یک کولی /علی اصغر سیدآبادی
سالگرد روزنامه اعتمادملی/ احسان قلم چی
اولین همایش سالگرد روزنامه اعتمادملی /میترا خلعتبری
همایش نخستین سالگرد افتتاح روزنامه اعتمادملی/شاهد حلاج