تبليغاتX
روزمزه گی ها

...

سال بد

سال باد

سال اشك

سال شك.

سال روزهاي دراز و استقامت هاي كم

سالي كه غرور گدايي كرد.

                                    ...

 

آيا تمام شد؟ سخت باورم مي شود...نه! ما تازه اول راهيم. هنوز تا پايان سال بسي فاصله است. فاصله اي به بزرگي 48 ساعت. شايد هم كمتر، يا بيشتر. چه فرقي مي كند. اگر زمان را ارج نهيم  و باورش كنيم دو روز خود فرصتي مغتنم است براي انجام همه نكرده ها، همه نتوانسته ها، همه نخواسته ها و همه فراموش شده ها. اما كوله بار خستگي 365 روز گذشته شانه هايم را خم كرده است. توان برزمين گذاشتن و بلند كردن دوباره اش را در نيمه راه جا گذاشته ام. خسته تر از آن ام كه چشم در كوله بار افكنم تا فراموش شده اي را يابم و نخواسته اي را به سامان رسانم.

عادت داشتم كه لحظات پاياني سال، تقويم  روزهاي گذشته را ورق زنم و در صفحاتي بخندم و در صفحه اي ديگر چشمانم ميزبان اشك شوند. اكنون اما از دور به تقويم مي نگرم و او نيز به من. من از بازخواني او مي ترسم و او از سرازير شدن سيل اشك من. نقطه اشتراكمان تنها واهمه اي است كه از يكديگر داريم. واهمه اي كنگ كه گردش 365 روز گذشته بر ما تحميل كرده است.

بايد از پايان روزهاي "سال بد" شاد بود. بايد واپسين دقايق "سال اشك" را با لبخند بدرقه كرد. اما من اكنون در افق آينده اقبالي نمي بينم. گويي روح اين سال چنان ريشه دوانده كه مي توان از هم اكنون ميوه هايش را در در سبد آتيه چيد و موعد افطار را انتظار كشيد. مي دانم، چشم برهم زدني كافي است تا طعم گس ميوه هاي "سال بادهاي شك" را در زير دندان بچشم و با ريزخنده اي تلخ به خود گويم:" چه ساليان بدي داريم اين سالها."

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 0:42  توسط مریم شبانی  | 

دوست خوبم مسیح علی نژاد هم بعد از یک وقفه طولانی دوباره به جرگه وبلاگ نویسان پیوسته است البته در فضایی دیگر و آدرسی متفاوت. مسیح این بار انگیزه وبلاگ نویسی را خارج از مرزها یافته و گویی قرار است تجربیات دنیایی دیگر را از ذهن یک ایرانی بنویسد. مسیح نام وبلاگ جدید اوست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:57  توسط مریم شبانی  | 

درست 5 روز مانده به شب عيد، دكتر سهراب رزاقي، جامعه شناس و مدير موسسه كنشگران داوطلب را بازداشت كردند.مامورين دادستاني و دادگاه انقلاب تهران امروز ظهر با حضور در دفتر كنشگران، دكتر رزاقي را با خود بردند و دفتر را پلمپ كردند.

اين از خدا بي خبران گويي اكنون عزم خود بر برخورد با فعالين حوزه جامعه مدني جزم كرده اند. يكروز زنان،روز ديگر معلمان و اكنون نوبت دكتر رزاقي رسید، جامعه شناسي كه البته مدتي است كرسي تدريس در دانشگاه را نيز از او ستانده بودند.

 بوی عید نمی آید...

 

پ.ن:خوشبختانه دکتر رزاقی فقط چند ساعت بازداشت بود.مامورین دکتر رزاقی را به منزل می برند و بعد از تفتیش خانه و ضبط تعدادی از کتاب ها و وسایل شخصی او را آزاد می کنند.

 

خبر روزنا:موسسه كنشگران پلمپ و سهراب رزاقي بازداشت شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 15:10  توسط مریم شبانی 

گزارشی که از رابطه ایران و روسیه در یکسال گذشته برای سالنامه روزنامه اعتماد نوشتم را اینجا می گذارم.آنچه نوشتم البته چندان صورت گزارش نیافت و درمیانه مقاله و گزارش سرگردان مانده است. اما هرچه هست نمی دانم چرا بیشتر از مطالب دیگرم در سالنامه اعتمادملی و ویژه نامه نوروزی شهروند دوستش دارم!

 

مروري بر رابطه ما و همسايه شمالي؛امروز و ديروز

سال اعتماد به روسيه

 

كريدور هوايي تهران – مسكو در ماه هاي گذشته، بيش از هر زمان ديگري رفت و آمد مسافران ديپلماتيك را به خود ديده است. سفيران ديپلماسي ايران و روسيه گويي عزم خود جزم كرده بودند تا شايد دامنه آنچه بحران روبه تزايد پرونده هسته اي ايران خوانده مي شد را در اتاق هاي كاخ كرملين فرونشانند. سياست گذاران خارجي ايران آن هنگام كه رشته اعتماد از كشورهاي اروپايي گسستند، متاع اعتماد به كرملين نشينان سپردند ، روسيه را " دوست" خطاب كردند و باب همكاري به روي همسايه شمالي گشودند تا مگر سران روسيه در ميانه منازعه قدرتها، كشتي هسته اي ايران را به ساحلي امن هدايت كنند.ازهمين روي بود كه در يكسال گذشته هرگاه در مواجهه ايران با آمريكا، شرايط اضطرار حاكم شد، طرفة العيني مسكو جامه شراكت با تهران پوشيد و پروازهاي ديپلماتيك در آسمان دو كشور فزوني يافت. اعتماد ايران به روسيه در پرونده هسته اي اگرچه اين توانايي را به همسايه شمالي بخشيد تا از بازي با "كارت ايران" در نزاع با رقباي قدرتمند خويش امتيازهايي كسب كند اما در روزهاي پاياني "سال اعتماد به روسيه"، سياستگذاران ايراني تجربه ناخوشايند ملموسي از تعامل با روسيه داشتند. تجربه اي حاوي اين حقيقت كه روس ها آنچنان كه انتظار مي رود در تعاملات بين المللي ثبات راي ندارند، گويي سياست خارجي بازماندگان تزارها بر مدار تغيير بايد بچرخد و اين چنين است كه نظاره گران بازي سياسي روسيه زماني لبخند رضايت مي زنند و زماني ديگر انگشت حيرت بر دهان مي گزند.

 ره آورد ماه ها اعتماد به روسيه در روزهايي كه مسئولين ايراني آخرين ساعات ضرب الاجل شوراي امنيت را در پشت ميزهاي مذاكره مي گذراندند، اما ره آورد خوشايندي نبود. تصميم همسايه شمالي بر توقف يكباره ساخت بخش  حساسي از نيروگاه بوشهر به بهانه بدهي مالي ايران، البته تصميمي آني نيز نبود. "فيل سفيد بوشهر" اگرچه مدت زماني است كه انگيزه اي مضاعف براي حمايت از ايران به روسيه مي بخشد اما روس ها نيز دراين سالها از به تصوير كشيدن يك پرده از حقيقت بازي خود براي ايران ابايي نداشتند: روسيه تا آن زمان كه مسئله هسته اي ايران سرانجامي نيابد، تزريق سوخت هسته اي به نيروگاه بوشهر را آغاز نخواهد كرد.

 

ادامه گزارش را بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 22:50  توسط مریم شبانی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 17:36  توسط مریم شبانی 

اين روزها پرده هاي احترام ميان مسئولين نظام جمهوري اسلامي كنار رفته و هر روز بايد شنواي انتقادات يكي عليه ديگري بود و درحاشيه تنها شنيد و لبخند زد كه ما را به منازعات اصحاب قدرت چه كار؟ چرا كه همين اصحاب كه امروز طبل انتقاد از ديگري را بلندتر به صدا درمي آورد، اگر روزي نقد و نظري از زبان شهروندان منتقد شنوند، همه تن يك جامه شوند و مخالف به زندان افكنند و شعار حفظ نظام سردهند كه مبادا انتقادهاي منطقي مخالفان روشي خود را مجبور به پاسخگويي شوند، كه اگر مجالي براي پاسخگويي ايجاد شود، نه از تاك نشان ماند و نه از تاكنشان.پس بايد انتقادهاي اخير هاشمي رفسنجاني از محمود احمدي نژاد را تنها شنيد و روزي ديگر پاسخ هاي رييس دولت به انتقادهاي ديروزين رييس مجمع تشخيص مصلت را از گوش گذراند و لبخندي زد و كار خود پي گرفت كه در منازعات قدرتمندان، مجالي براي عرض اندام شهروندان بي درجه تعريف نشده است.

در اين مجادلات ، نه سخني از چرايي سركوب جنبش زنان است و نه انتقادي از برخوردهاي قرون وسطايي با كارگران سنديكاي شركت واحد. اين روزها نشنيديم كه مسئولي از حقوق فراموش شده معلمان و فرهنگيان بگويد، اصلا گويي مسئولين هنوز از سلسله تجمعات پرتعداد معلمان در بهارستان بي خبرند و فريادهاي اعتراض اين زحمتكشان را نشنيده اند آنگاهي كه گفتند و فرياد زدند:"28 سال گذشته، عدالت كجا رفته؟". در نزاع بزرگان نامي از زندانيان بي گناه اين سالها برده نمي شود، اصلا در اين منازعه "حقوق بشر" گنجينه اي ناياب است و ديگراني كه پرچم انتقاد از نقض حقوق بشر را بلند كرده اند، به گمان آقايان "لاابالي" اند و مامور بيگانه. دراين بازار مكاره اتهام زني است كه گويي اين حق را نيز نداريم كه بپرسيم "فلان سردار معاون وزيردفاع كه اكنون به آمريكا گريخته، حامل اطلاعاتي ذيقيمت براي بيگانه است يا زنان و كارگران و معلمان و دانشجوياني كه تنها حق زندگي انساني را خواستارند و بس."

اين سالها صاحبان قدرت سخن گفتن ازحقوق بشر را براي شهروندان همچون يك  "تابو" تصوير كردند و البته آن را نقطه اي مركزي براي دايره وحدت خويش ساختند. انتقاد از نقض حقوق بشر را مرادف وابستگي به بيگانه ساختند و دفاع از وضعيت موجود را حديث دلبستگي به انقلاب خواندند. چشم خود بستند و شهرونداني چشم و گوش بسته خواستند و در ميانه بهره مندي از لذت قدرت، گاهي رقيب را كنايه زدند و گوشه چشمي به شهروندان خموده افكندند تا آنان را به سر ذوق آرند و در حاشيه منتقدان را خاموش سازند؛ كه شهروندان منتقد ما را به كار نمي آيند.

امروز وقتي سخنان جنتي در نمازجمعه تهران را خواندم بازهم لبانم به خنده اي تلخ باز شد. جنتي بازهم حديث تكراري ساليان اخير را بازخواني كرد و معترضين به نقد حقوق بشر را لاابالي خواند و غربيان را دعوت كرده تا از "نمازجمعه اي" ها درباره رعايت حقوق بشر در ايران بپرسند و قضاوت كنند. و من اكنون خطيب جمعه تهران را به خويشتنداري، عدالت ، تقوا و راست گويي دعوت مي كنم و مي پرسم:« جناب جنتي! لطفا تعداد دقيق افرادي كه امروز در صفوف نمازجمعه شركت كردند را اعلام كنيد تا مشخص شود كه چند درصد مردم تهران به زعم شما "نمازجمعه اي" اند و حرفشان حجت؟» وقتي دريك روز چندين معلم را تنها به جرم اعتراض به وضعيت نامناسب معيشتي بازداشت مي كنند، تمامي راههاي منتهي به ميدان بهارستان را مسدود مي كنند تا جلوي اجتماع معلمين را بگيرند، زنان شركت كننده در تجمع روز جهاني زن را به شديد ترين شكل ممكن ضرب و شتم و بازداشت مي كنند، تنها بي تقوايان و دروغگويان مي توانند اين چنين آسان انگشت اتهام به سوي منتقدان نشانه گيرند. اين تنها حديث يك روز نقض حقوق بشر در سرزميني است كه مسئولينش عزم جزم كرده اند تا چشم و گوش براين حقيقت موجود ببندند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 22:36  توسط مریم شبانی  | 

از آزادي دوستانم خوشحالم و نگران از تداوم بازداشت سه نفري كه نمي دانم به كدامين گناه بايد مجازات شوند. اكنون بيش از هرچيز بايد آزادي اين سه تن سرفصل خواسته ها و برنامه ها باشد. و چه خوب تصميمي گرفتند دوستان آزاد شده در لغو تجمع امروز ميدان بهارستان. با اين كار علاوه براينكه هنوز بر خواسته هاي برحق خود پاي مي فشارند، بهانه ها را نيز ازمرتجعين مي گيرند.

 

همبستگی برای آزادی، برابری، عدالت جنسيتی

اطلاعيه شماره 2 برگزاری مراسم روز جهانی زن 8 مارس/17 اسفند

فعالان جنبش زنان سالهاست كه با چشم‌انداز همبستگی زنان ايران و جهان و طرح مطالبات مدنی، خواهان برگزاری روز جهانی زن بوده‌اند. متأسفانه به‌رغم تلاش‌های مستمر گروه‌های مختلف زنان در مسير احقاق حقوق انسانی و شهروندی، همواره با محدوديت‌ها و موانع بی‌شماری روبرو بوده‌ايم.

امسال نيز بر آن شديم تا با طرح مطالبات زنان، در تجمعی مسالمت‌آميز(طبق ماده‌ی 27 قانون اساسی) در مقابل نهادی كه به باور ما بايد برآمده از آرای ملت باشد، با تأكيد بر خواسته‌های دمكراتيك و برحق خود روز جهانی زن را گرامی بداريم.

اينك اعلام می‌كنيم كه به علت برخورد خشونت‌آميز نيروهای انتظامی با فعالان جنبش زنان در 13 اسفند كه منجر به بازداشت 33 نفر از آنان—از جمله گروه هماهنگ‌كننده—شد و با ادامه‌ی بازداشت سه نفر از فعالان جنبش زنان در زندان اوين، كه دو تن از ايشان عضو گروه هماهنگ‌كننده هستند، و همچنين به علت آزادی تعدادی از افرادِ گروه هماهنگ‌كننده‌ی مراسم در اولين ساعات روز 17 اسفند، امكان مديريت و سازماندهی مراسم روز جهانی زن از گروه هماهنگ‌كننده سلب شده است.

به همين دليل با تبريك مجدد روز جهانی زن كه امسال به نام "همبستگی برای آزادی، برابری، عدالت جنسيتی" نام‌گذاری شده است، دست كليه حمايت‌كنندگان را می‌فشاريم و تقاضا داريم به منظور جلوگيری از بروز هرگونه خشونت و يا سوءاستفاده، با اخلاق مدني و صلح‌جويانه، گروه هماهنگ‌كننده را در مقابل مجلس، ياری كنيد.

گروه هماهنگ كننده : شهلا انتصاری، فاطمه گوارايی، مرضيه مرتاضی‌لنگرودی، رضوان مقدم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 12:54  توسط مریم شبانی  | 

مراسم بزرگداشت هشت مارس «روز جهاني زن» در سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحكيم) برگزار خواهد شد.

در اين مراسم که از سوي کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت و سازمان ادوار تحکيم وحدت، ساعت 17 روز پنجشنبه 17 اسفند در محل سازمان دانش آموختگان ايران برگزار خواهد شد،بابك احمدي و خانم ها دکتر شهلا اعزازي، دکتر فاطمه صادقي، نسيرين ستوده (عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، هما مداح (عضو مرکز فرهنگي زنان) ، فرناز سيفي (عضو مرکز فرهنگي زنان) و سخنراني خواهند کرد.

نشاني: تهران، خ خواجه نصير، نرسيده به ميدان عشرت آباد(سپاه)، پلاک 201، طبقه سوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:50  توسط مریم شبانی 

صداي پرستو را كه شنيدم، كمي آرام شدم. همان حس مثبت هميشگي در صدايش بود. حسي كه مي دانم ديگر دوستان دربندم نيز حامل آنند. آخر اگر اميد به آينده اي بهتر نداشتند كه اكنون چهارديواري اوين را منزل نگزيده بودند. در سخن و صداي پرستو، ردپاي سخن و صداي ديگر دوستانم را شنيدم. كمي آرام شدم اما وقتي به ياد آوردم كه "آوا"ي هفت ساله آسيه ، چند روزي است كه مادر را نديده، بغضم به گلو بازگشت. مي دانستم كه آسيه چقدر به كودك خود وابسته است و دخترك نيز به مادر.

هنوز طنين صداي پرستو درگوشم بود و حس آرامشي را كه از او دزديده بودم، با لحظاتم قسمت مي كردم كه زنگ تلفن رشته افكارم را بريد. شماره اي ناشناس اما صداي نگران دوستي عزيز از شهرستاني در غرب كشور. "صبا" بود كه با نگراني پرسيد:« مريم! چه اتفاقي براي نسرين افتاده؟ آخه چرا؟» شنيدن صداي صبا بعد از مدت ها خوشحالم كرده بود و سئوالش اما بازهم بغض بود كه در گلويم آوار كرد. مثل همين شنبه نحسي كه با ديدن نيما در بازداشتگاه وزرا اول خوشحال شدم و بعد اما بازهم فروخوردن بغض وقتي كه مخاطبش شدم:« كجايي تو بابا؟مگه اين جاها شما رو ببينيم!» و من تا پاسي از شب خاطرات سالهاي دور را مرور كردم. خاطرات تحكيم. خاطرات انجمن اسلامي...نيما، نسرين و ...و چقدر آدم ها زود از هم دور مي شوند.

اما محبوبه. چقدر دلم براي طنين خنده هاي محبوبه تنگ شده. اين دو روز، كنشگران، بدون محبوبه سخت بود. خاطرات دوستي ديرين با محبوبه اين روزها مثل صحنه هاي يك فيلم از جلوي چشمانم عبور مي كند. بارها ديده بودم گريستنش را، آن هنگام كه درد دردمندي را مي شنيد و چه زيبا بود لبخندش.همان لبخندي كه در روز جهاني كودك براي كودكان كار ميدان شوش تهران ارزاني برده بود. محبوبه مدتها است كه خود را وقف اهدافش كرده است. وقف مهرباني، صداقت و عشقي كه به نيازمندان اين اجتماع هديه مي دهد.

و ديگران...مريم حسين خواه و شرمي زيبا كه درنگاهش موج مي زند. مرضيه مرتاضي و نگاه هاي گرم و مهربانش. سوسن طهماسبي و تواضع بي مانندش، پروين اردلان و نگاه مقاومش و...و...و....ديگران.

اكنون موعد آزادي دوستان را انتظار مي كشم و با اطمينان مي گويم كه اين زنان، سرافرازترين زندانياني اند كه اوين اين سالها درخود جاي داده است.

امشب به ياد دوستان دربندم ماه را نگريستم و زيرلب زمزمه كردم:

يه شب مهتاب

 ماه ميآد تو خواب

منو مي بره

از توي زندون

مث شب پره

با خودش بيرون...

 

اعتصاب غذاي دستگيرشدگان زن در زندان اوين/کنشگران

سی و سه زن/قطعه شعری که ساقی لقایی در بازداشت خود سروده است

در بند کردن رنگین کمان/ نوشته سارا لقایی پس از آزادی از اوین

 گلهاي باغچه زندان/نفیسه زارع کهن

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:19  توسط مریم شبانی  | 

امروز آمدم كنشگران. بعد از مدتها. اما نه صداي محبوبه در ساختمان مي پيچد و نه آسيه از اتاق مجاور نامم را بلند صدا مي زند. نمي دانم پرستو و نسرين و مريم حسين خواه و مينو مرتاضي و سوسن طهماسبي و ديگر دوستان بازداشت شده ديشب را چگونه گذراندند. نگرانم... خانواده هاي آنان را كه مي بينم نگراني هايم دوچندان مي شود.

امروز راننده آژانس از من پرسيد:"خانم شنيديد كه 40 تا زن را باهم دستگير كردند؟" سئوال راننده اما رشته افكارم را بريد. دوست داشتم به دوستان دربندم بگويم كه تنها نيستند. به راننده توضييح دادم و از علت بي پايه بازداشت دوستانم برايش گفتم. سراپا گوش بود و اندوه و خشمي كه بعد از پايان صحبت من در چهره اش نشست.

نزديك 35 ساعت از بازداشت آنها مي گذرد. رسانه هاي رسمي سكوت گزيده اند و سكان به دست كيهانيان سپرده اند تا اراجيفي چنين را به خورد خوانندگان دهند. چقدر ذهن كيهان نويسان كوچك است.

نگرانم...به خانواده ها گفته اند درمقابل اوين تجمع نكنند. گفته اند كه ساعت 5 بعدازظهر تعدادي را آزاد مي كنند. اما ساعت 5 زمان پايان كار اداري است و نه قرار كفالتي پذيرفته مي شود و نه قرار وثيقه اي تعيين.

نگرانم...

 

لینک های جدید

ابهام در وضعیت دستگیرشدگان/ خبر کنشگران

جنبش زنان از بند 209 عبور خواهد کرد: پرتره ای از پروین اردلان به قلم مهرانگیز کار

باز بازداشت/سامان صفرزایی

شبی با خدا/وحید پوراستاد

به کمپین می پیوندم/ساسان آقایی

برای آنها که بازداشت شده اند/احسان عابدی

وابستگی کمپین به خارج!/امیرعباس نخعی

دستگیری زنان و هشتم مارس/امید معماریان

پروژه دستگیری ها را کیهان کلید زده بود/روزبه میرابراهیمی

روایتی از منکرات وزرا/ایمان پاک نهاد

حداقل یک امضا برای آزادی شان/گیسو فغفوری

نتایج سحر/ میثم قاسمی

با کاروانی از وزرا تا اوین/مهدی افشارنیک

نگرانم برای بچه ها/ سولماز شریف

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 13:7  توسط مریم شبانی  | 

نمي دانم اين چه رسم ناميموني است كه باب كرده اند. در يك ساليان گذشته هرگاه  تجمع كنندگان سياسي و اجتماعي را بازداشت مي كنند، آنان را يكراست به بازداشتگاه مبارزه با مفاسد اجتماعي در خيابان وزراي تهران مي برند. امروز هم دوستان بازداشت شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب را از صبح تا ساعت 7:30 بعدازظهر به بازداشتگاه وزرا انتقال دادند و بعد از آن هم به اوين. امروز وقتي در مقابل بازداشتگاه وزرا در جمع دوستان و خانواده هاي زنان بازداشت شده حضور يافتم، فقط يك نگاه، بيش از هرچيزي آزارم مي داد. نگاه هاي مضحك عابران و رانندگاني كه از خيابان مي گذشتند و لبخندي مضحك تر كه نصيبمان مي كردند. دوست داشتم فرياد بزنم و بگويم :اي عابران! آناني كه در اين ساختمان زنداني تحجر هستند، جمعي از نخبه ترين و جسورترين زنان اين ديارند.

دوستان بازداشت شده را ساعت 7:30 شب تحت تدابير امنيتي با دو خودرو ميني بوسي ون از بازداشتگاه وزرا خارج كردند و گفتند كه به اوين انتقال مي دهند.

8 مارس نزديك است، اما حكومت مردان ايران نشان داده اند كه در برخورد با زنان هيچ تسامح و تساهلي قايل نيستند. مي زنند و مي برند. پليس زن را هم براي برخورد با زنان فعال سياسي و اجتماعي تربيت كرده اند.

8 مارس نزديك است و من اميدوارم كه دوستان بازداشت شده روز جهاني زن را خارج از چهارديواري منفور زندان اوين جشن بگيرند.

 لینک های جدید

بازداشت شده گان به بند دویست و نه زندان اوین منتقل شدند/زنستان

عکس های کسوف از بازداشت شدگان

تحلیلی استوار بر آب!/روزبه میرابراهیمی

جنبش یعنی همین/مهجاد

باز هم بچه ها را بردند؛اینبار قبل از روز زن/آزاده عصاران

به استقبال روز زن/سمیه توحیدلو

در تجمع پنجشنبه مقابل مجلس شرکت می کنم/ بهمن دارالشفایی

زنان هم سوار قطار ترمز بریده اند!!/سولماز شریف

بازداشت گسترده زنان در مقابل دادگاه انقلاب تهران/سعید پورحیدر

دستگیری زنان؟دوباره؟/ امید معماریان

همه دوستان من/لیلا موردی

لینک های قبلی

بازداشت بيش از 40 تن از فعالين حقوق زنان/روزنا

دستگيري گسترده زنان در برابر دادگاه انقلاب/فهیمه خضر حیدری

دستگیری فعالان زن در آستانه 8 مارس /آمنه شیرافکن

حالی درون پرده بسی فتنه ها می رود.../ایمان پاک نهاد

هشت مارس در زندان/ساسان آقایی

بازداشت زنان در مقابل دادگاه انقلاب/نفیسه زارع کهن

سر مقاله اي براي اجرا /مهدی افشارنیک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 21:25  توسط مریم شبانی  | 

درست در روزهای منتهی به ۸ مارس- روز جهانی زن- بیش از ۴۰ نفر از روزنامه نگاران و نویسندگان و فعالین حقوق زنان در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شدند. این بازداشت شدگان که برای همراهی با ۵ نفر از فعالین جنبش زنان یعنی پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي ‏و شهلا انتصاري و فريبا داوودي مهاجر و در روز دادگاه آنان در مقابل دادگاه انقلاب تهران حضور یافته بودند همگی بازداشت شدند تا مهر تاکیدی براین باشد که درآستانه روز جهانی زن عزم حکومت بر برخوردی مجدد با زنان جزم شده است. هنوز از تعداد دقیق بازداشت شدگان بی اطلاعم. اما در گفتگوی کوتاهی که با پرستوی عزیز که خود در میان بازداشت شدگان است داشتم دانستم که آنان اکنون در ماشین های نیروی انتظامی در انتظار انتقال به مراجع انتظامی به سر می برند. شنیده ام محبوبه حسین زاده ، آسیه امینی ، مریم میرزا،مریم حسین خواه،  الناز انصاری،  پروین اردلان ، سوسن طهماسبی ، مینو مرتاضی،  نوشین احمدی خراسانی،  پرستو سرمدي ،مهناز محمدي ، محبوبه عباسقلي زاده ،نسرین افضلی ، مينو رضواني مقدم  ، زینب پیغمبر زاده و دیگرانی که هنوز دقیقا اسامی آنا را نمی دانم نیز در میان بازداشت شدگان هستند. بازداشت شدگان اما در پاسخ به فراخوان دیروزین "ما چشم به آينده دوخته‌ايم" که اعتراضی بود برفشارهای غیرقانونی بر فعالین زنان در مقابل دادگاه انقلاب حاضر شده بودند.

بازداشت بيش از 40 تن از فعالين حقوق زنان/خبر روزنا

دستگيري گسترده زنان در برابر دادگاه انقلاب/ فهیمه خضرحیدری

دستگیری فعالان زن در آستانه 8 مارس /آمنه شیرافکن

حالی درون پرده بسی فتنه ها می رود.../ایمان پاک نهاد

هشت مارس در زندان/ ساسان آقایی

بازداشت زنان در مقابل دادگاه انقلاب/نفیسه زارع کهن

سرمقاله ای برای اجرا/مهدی افشارنیک

بازداشت 27 تن از فعالان زن /هنوز

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:29  توسط مریم شبانی  | 

"مرگ براين زندگي، اينهمه شرمندگي"

اين شعار سرفصل گفته ها و ناگفته هاي معلماني بود كه امروز آمده بودند تا فرياد اعتراض خود به وضعيت معيشتي و رفاهي را به گوش نمايندگان مجلس برسانند. هزاران معلم امروز تجمعي بي سابقه را در مقابل مجلس شوراي اسلامي رقم زدند.تجمعي كاملا صنفي و آرام. تجمعي كه مجلس نشينان كمتر نظير آن را در سالهاي اخير به ياد دارند و معلمان نيز البته كمتر تحقق وعده هاي دولتيان را در سالهاي اخير به خاطر مي آورند.

نمايندگان مجلس امروز از پشت حصار نيروهاي انتظامي نظاره گر شعارها و خواسته هاي معلمان بودند و بازهم سكوتي بود كه بر سكوت هاي آزار دهنده پيشين آوار شد. با اين حال اما هيات رييسه مجلس گويي دليلي براي حضور در جمع معلمان نيافته بودند وقتي هيچكدام به ميان معلمان نيامدند تا بي واسطه خواسته ها و نيازهاي آنان را بشنوند؛ آنان اكنون به كارگزاران دستگاه دولت شبيه ترند تا نمايندگان ملت. پس شعار "حداد بيا بيرون" معلمان معترض امروز اگرچه در ميدان بهارستان تهران طنين انداز شد اما اين شعار مخاطبي نيافت و نه رييس و نه نايبانش هيچكدام پله هاي ساختمان بهارستان را براي حضور در جمع معلمان پايين نيامدند.

معلمان امروز معترض بودند. معترض به مجلس، معترض به دولت، معترض به صداسيما و معترض به روزنامه ها... اين چهارمين تجمع معلمان در 2 ماه اخير بود. تجمعاتي كه پيشتر نه بازتابي در رسانه هاي گروهي يافت و نه پاسخي از سوي مسئولين دريافت كرد. معلمان معترض امروز يكصدا فرياد مي زدند:" 28 سال گذشته، عدالت كجا رفته". شعاري كه البته تمامي خواسته هاي تجمع را مي توان در آن يكجا خواند. معلمان معترض اما وعده تجمع ديگري دادند. تجمعي بزرگتر كه درصورت عدم تحقق خواسته هاي امروزينشان برگزار خواهد شد. امروز وقتي معلمان به آرامي از مقابل ساختمان مجلس متفرق مي شدند، خطاب به مجلسيان هشدار مي دادند:" توپ و تفنگ نداريم، دانش آموز مي آريم"،"مشكل ما حل نشه، مدرسه تعطيل مي شه".

اما اخبار بدي از تصميم مسئولين آموزش و پرورش براي برخورد با معلمان معترض به گوش مي رسد كه دراين ديار اعتراض هيچگاه تحمل نمي شود.

اعتراض معلمان، سكوت نمايندگان/خبر روزنا

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 18:56  توسط مریم شبانی  | 

شماره پنجم فصلنامه "مدرسه" ويژه پاييز منتشر شد.

خواندن چند مقاله در اين شماره را به شدت توصيه مي كنم.

مقاله " اپوزيسون عرفي و مسئله تجدد در سال هاي پيش از انقلاب" نوشته حميد شوكت خواندني است. اين مقاله شرحي است از برخورد كنفدراسيون دانشجويان ايران با مسئله تجدد و نقد نگاه سطحي دانشجويان كنفدراسيوني به تجدد.

"فلسفه حرمت فكر" نقد زيبا و خواندني مرتضي مرديها به مقاله "حرمت فكر فلسفي" بابك احمدي است. مقاله بابك احمدي در شماره چهارم مدرسه منتشر شد و اكنون علاقمندان را به خواندن نوشته زيباي مرديها توصيه مي كنم.

آرش نراقي هم در شماره پنجم مدرسه مقاله اي دارد را رابطه با محدوده و چگونگي به رسميت شناختن دولت- ملت ها با اين عنوان:"جان راولز و مسئله حقوق بشر در روابط بين الملل".

بخش كتابنامه اين شماره مدرسه را نيز از دست ندهيد. اين بخش به بررسي كتاب "آمريكا بر سر دوراهي" نوشته فرانسيس فوكوياما اختصاص دارد.

 

تذکر: فقط نمی دانم چرا دوستان "مدرسه ای" ما فکری به حال ایجاد یک سایت اینترنتی برای این نشریه نمی کنند. نمی دانم! صلاح مملکت خویش خسروان دانند... دیشب از دوست عزیزی شنیدم که مقالات شماره سوم مدرسه که ویژه نامه عشق و دوستی نام گرفته بود را ایرانیان خارج از کشور کپی می گرفتند. پس آقایان خجسته رحیمی و توکلیان فکری به حال خوانندگان خارج از کشور بکنید! 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:59  توسط مریم شبانی  | 

بابك مهديزاده ، آرش بهمنی و سيد كوهزاد اسماعيلي سه عضو شوراي مركزي شاخه گيلان سازمان ادوار تحكيم درست يك هفته پس از تاسيس شعبه گيلان اين سازمان بازداشت شدند. بهمني و مهديزاده دو روزنامه نگار خوب كه در يكسال گذشته بارها گزارش ها و گفتگوهاي آنان را در روزنامه الكترونيكي روزآنلاين خوانده ايم به همراه كوهزاد اسماعيلي پنجشنبه شب درحالي بازداشت شدند كه هنوز فعاليت هاي شعبه گيلان سازمان ادوار به صورت رسمي آغاز نشده است. اين سه فعال سياسي و مطبوعاتي درست در روزهايي بازداشت شدند كه محمود احمدي ن‍ژاد و هيات دولت روزهاي سفر استاني خود به استان گيلان را مي گذراندند.

سئوال اكنون چرايي بازداشت اين سه تن است. چه آنكه شعبه گيلان سازمان دانش آموختگان هنوز فعاليتي رسمي و مشخصي انجام نداده بود تا موجبات بازداشت اعضاي خود را فراهم كرده باشد.

مصاحبه عبدالله مومنی با ایلنا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 16:58  توسط مریم شبانی  | 

امروز در خبرها خواندم كه جناب فرشيدي، وزير آموزش و پرورش كه اين روزها سخت به تكاپو افتاده تا  براي انگشت اتهام نشانه گرفته به سمت خود، مقصدي ديگر بيابد، شرم و مسئوليت پذيري را يكسر به كناري نهاده و با افتخار از مسئولين قضايي مجازات عاملان طراحي سئوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگيان را خواستار شده است. آزموني كه سئوالات سخيف آن تماما توهين به پيامبر اسلام است و نمايندگان مجلس آن را همسان با كاريكاتورهاي دانماركي معروف معرفي كرده اند. حال بگذريم از اينكه ديگ غيرت حوزه هاي علميه برعكس هميشه هنوز به جوش نيامده است و مدافعان سينه چاك اسلام، گويي چندان تمايلي به برافراختن رگ گردن ندارند و ترجيح مي دهند با سكوت از كنار اين عمل ضدفرهنگي بگذرند، اما جلو افتادن جناب فرشيدي و درخواست مجازات عاملان اين رويداد از جانب ايشان واقعا قابل تامل و قابل تعجب است.

حكايت وزيرآموزش و پرورش اكنون حكايت همان دزدي است كه همراه با مردم فرياد مي زد كه دزد را بگيريد!  وقتي وزيرآموزش و پرورش اين ديار به آساني اولين شرط انساني و مسلماني كه همانا مسئوليت پذيري است را به فراموشي مي سپارد و انگشت اتهام به سوي ديگري بلند مي كند، ديگر چه جاي تعجب از طرح سئولاتي چنين سخيف است؟ باور آقايان همان است كه به آن عمل مي كنند. بيچاره فرزندان اين سرزمين...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 23:1  توسط مریم شبانی  | 

احمد باطبي را همه مي شناسيم. زنداني نام آشناي اين سالهاي زندان اوين. همان كه نامش با كوي دانشگاه رقم خورده است. همان دانشجويي كه هفت سال مداوم است به جرم بالا بردن سند جنايت جانيان در كوي دانشگاه، رخت  اقامت اجباري در اوين آويخته است. باطبي را همه مي شناسيم. تصويرش را ديده ايم و بارها و بارها نگراني از سلامت جسماني اش اشك بر ديدگانمان آورده است. اوين اين سالها زندانيان بي گناه زيادي را ميزبان بوده است اما احمدباطبي به واقع بي گناه ترين ساكن سالهاي معاصر اوين است.

باطبي را پيشترها در مدت كوتاه مرخصي خارج از زندان ديدم. چندين مرتبه در برنامه‌هاي ادوار تحكيم. سكوت و متانت بيش از اندازه‌اش تنها تصويري است كه از او به ذهن دارم. سكوت و متانت مردي كه هفت سال مداوم هر روز طلوع  آفتاب را از دريچه بسته اوين شاهد بوده برايم گرانقدر است و عجيب. نگاهش اما فوران خشم است و فرياد. احمدباطبي سند گوياي نقض حقوق بشر در اين سرزمين است و من با بهت مي بينم كه مناديان دروغين حقوق بشر در اين سرزمين كمتر نامي از او مي برند. نه در جلسات "جبهه دموكراسي و حقوق بشر" كسي نامش را به ياد مي آورد و نه در هشدارهاي سياسي و رقابت‌هاي جناحي بايد نامي از نام آشناترين زنداني اين سالها برده شود.با اين حال اما احمدباطبي را همه مي شناسند...باطبي اين روزها لحظات بدي را مي گذراند.شايد بدتر از تمام روزهاي هفت سال گذشته. او را از ياد نبريد كه فراموشي احمد باطبي خود نشاني از فراموشي حقوق بشر در اين ديار است.

همراه با دیگر دوستان می گویم:

 

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد
عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
احمد عزيز!

گر چه مسلخ را قناريان عاشق سكني شده است. گر چه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان را شور بهار مرده، گرچه صداي پاي هيچ سوار عاشقي خواب جاده را بر نمي آشوبد و ثانيه ها را رمق زنده ماندن نيست، گر چه شكوه دلاوري مرده، بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداري هيچ شرري در شريان هاي خشكيده ي بودن مان نيست.
آسمان هر شب قصه ابابيل مي بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده، گرچه ياران را صلاي هيچ فريادي نيست، كه طاعون به جان شهرمان افتاده، كه درويزه گان را سروري داده اند و سياهه ي فساد جاي قرص خورشيد را گرفته، اما بهار مي آيد، پشت تاريك ترين دريچه ي شهر، خورشيد تو را مي خواند كه هيچ ميله ي زنداني به قد قامت خورشيد نخواهد رسيد، كه شب اگر تمام دريچه هاي زيستن را مسدود كرده انتظار نور در يد بيضاي تو، طلوع را نويد مي دهد.
هر انسان را از بودن سهمي است و سهم هر انسان اشاره اي است، تو كه چون نمادي بر تارك فعل آزادي مي درخشي سهمي بزرگ از اشاره مان هستي.
باز مي گردي، مي دانيم، كه با هم به هلهله مي نشينيم آزادي را در كوچه هاي شهر كه ديگر هيچ مدرسه اي تن به زندان نمي دهد و هيچ كوچه اي بن بست نخواهد بود. مي آيي و همراه تو هي هي و هي هايمان دل تمامي لاله هاي باران خورده را مي شكند و آنگاه بغض هاي فروخورده شلاقشان را بر گرده ي استبداد مي نشانند. كه عمر اين دروغ وضع قتال صفت رو به پاياني است.
براي تو تا رهايي مي رويم چرا كه آزادي بدون تو ترجمان برده گي است.
مي دانيم مي آيي...
بر قرار باش كه قرارمان از پايداري توست...
اندكي صبر...
 

 ******************

دوست عزيزم پيمان مقدم هم گويا نتوانست نوشته ها و گفته‌هاي اخيراصلاح طلبان درباره جنبش دانشجويي را بخواند و سخني نگويد. نگاشته امروز او در روزنامه اعتمادملي پاسخي است به فرافكني هاي اصلاح طلبان درباب عملكرد جنبش دانشجويي.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 17:55  توسط مریم شبانی  |